درباره وبلاگ ![]() دانشمدی آزمایش جالبی انجام داد. او در میان یک آکواریوم یک دیوار شیشه ای قرار داد، که آنرا به دو بخش تقسیم کرد. در یک بخش، ماهی بزرگی قرار داد وبخش دیگرماهی کوچی که غذای مورد علاقه ماهی بزرگتر بود. ماهی کوچک، تنها غذای ماهی بزرگ بود و دانشمند به او غذای دیگری نمی داد. او برای شکار ماهی کوچک، بارها و بارها به سویش حمله برد، ولی هر بار با دیوار شیشه ای برخورد می کرد، همان دیوار شیشه ای که او را از غذای مورد علاقه اش جدا می کرد. پس از مدتی، ماهی بزرگ از حمله و یورش به ماهی کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوی آکواریوم و شکار ماهی کوچک، امری محال و غیر ممکن است. در انتها دانشمند شیشه بین دو بخش آکواریوم را برداشت، ولی دیگر هیچگاه ماهی بزرگ به ماهی کوچک حمله نکرد و به آن سوی آکواریوم نیز نرفت. گرچه دیوار شیشه ای دیگر وجود نداشت، اما دیواری که در ذهن ماهی بزرگ ساخته شده بود.هیچگاه فرو نریخت، دیواری که از دیوار واقعی سخت تر و بلندتر می نمود و آن دیوار، دیوار بلند باور خود بود. موضوعات
آرشيو وبلاگ ســـــــرگــــــرمــــــی بــــرتـریــــن ســـایـت مـطالـــب تـفــریحــــی , ســـرگـرمـــی و دانســـتنـی چاوه کانت دو کوتر بون به فرمیسکی چاوه کانم بیابانم کرده ده ریا هیشتا ده لیم کویر بی چاوانم که بو دووری تو نه گریا اسمس عاشقانه کردی: گیانا که م زو وه ره نازدارم زو وه ره به س جاری بت بینم باخی بةهةشتم ، روخساری تؤیة ضاوم تامــةزرؤی دیداری تؤیة خواستم مرغ عشقت شوم . . . دایکم وتی مهکه روله پشیله ئهوخوات هة ر چه ن گيانم به دنيا نادم///تو بلى بمره بة دل آماده م///قة سةم به چاوت که چراى دلمه ///دورى تو لة من يک دنيا ظلمة شه ر ته تا روژى مردن له يادى تو بم//به شدارى خوشى و نا خوشى تو بم//خوشه ويستى تو زور گرنگه له لام//خوزگه ام زانى منيش لاى تو وام صفحه قبل 1 صفحه بعد |
||
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
|
||
![]() |